(البته من توي كاراي خدا و دستورات شرعي فضولي نميكنم چون مسلمانم و مسلماني يعني تسليم امر خداي مهربون بودن، همونطوري كه وقتي مريض ميشم و ميرم دكتر و دكتر برام دارو و قرص و آمپول مينويسه هيچ وقت ازش سؤال نميكنم كه آقاي دكتر چرا برام اين دارو و قرص و ... نوشتي و چون ميدونم كه اولا: آقا يا خانم دكتر خوبي ما رو ميخواد و دوست داره كه ما خوب بشيم و ثانيا: مي دونم كه عقل و فكر من به اين چيزا نمي رسه كه چرا اين دارو برا اين بيماري خوبه چون آقا يا خانم دكتر سال هاي سال رفته درس خونده و زحمت كشيده و تجربه به دست آورده تا به اين نتيجه رسيده و عقل من كشش نداره كه توي يه لحظه بياد علتشو بگه، و ازدواج موقت هم همين طوره و ما نمي تونيم بياييم بگيم كه چرا خداوند ازدواج موقت رو جايز دونسته و تشريع كرده چون عقلمون به اين چيزا قد نميده ولي ميشه يه چيزايي رو با تفكر و تأمل فهميد كه من براتون مي نويسم)
اين رو مي نويسم به خاطر نظر يكي از دوستان كه كامنت زده بودن: سلام.ببخشید من کلی سوال ها دارم خدمت تون من از مخالف های سخت صیغه و این بازی هام به نظرم کلا شرعی بیش نیست.
پاسخ:تأمين غرايز انسان مثل نياز به غذا امري ضروري و اجتناب ناپذير است. تأمين غريزه حق طبيعي و مشروع هر مرد و زن است و هيچ قانون و مذهبي نمي تواند اين حق طبيعي را از مردم سلب كند. خواسته هاي جنسي جوانان بايد از راه مشروع و قانوني تأمين گردد در غير اين صورت به طور حتم جامعه سر از فساد و هرج و مرج در مي آورد، بي توجهي به بعضي از نياز ها و ضرورت هاي جامعه، باعث اختلاف و ناهنجاري هاي روحي و بي بندباري ها مي گردد.
بديهي است كه رفع اين نياز و ايجاد محيط امن و صميمي به وسيلة ازدواج تشكيل مي شود كه نتيجة آن آرامش روحي و رواني براي افراد است، ولي ممكن است زنان و مردان مجرد از جهاتي آمادگي براي پذيرش تمام يا بعضي از شرايط همسري را نداشته باشند و نمي خواهند يا نمي توانند تمام مسؤليت ها و تكاليف زوجيت دائمي را به عهده بگيرند و يا در محيطي با هم كار مي كنند، براي اين كه بتوانند يك نوع معاشرت عادي داشته باشند به طوري كه از نظر وجدان و دين احساس گناه نكنند و بدون هيچ مانعي در كنار هم يا در محيط كاري راحت باشند، اسلام قانون خاصي مانند «ازدواج موقت» را وضع كرده است.
اسلام براي همه چيز برنامه دارد، شايد بعضي از برنامه هاي دين با مزاج و سليقه و تعاليم بعضي از افراد سازگار نباشد، ولي چاره اي جز پذيرفتن بعضي از شرايط موجود نيست. به طور مثال؛ شما يك محيطي را تصور كنيد كه: حدود يازده، دوازده سال دختران و پسراني جداي از هم مشغول تحصيل يا كار بودند، هر دو دسته در اوج قدرت و شهوت قرار دارند و يك دفعه آنها را در كنار يكديگر قرار مي دهند به نظر شما چه اتفاقي مي افتد. آيا نبايد چاره اي انديشيد؟
شما چه بخواهيد و چه نخواهيد افرادي با هم ارتباط برقرار خواهند كرد، آيا بهتر نيست به جاي اين كه با دلهره و اضطراب و ترس با هم ارتباط نامشروع داشته باشند با اجراي عقد اين اضطراب را به آرامش تبديل نمايند. به جاي اين كه مرد و زني خداي ناكرده مرتكب عمل خلاف شوند اسلام عقد موقت را تجويز كرده است و اجراي اين برنامه اسلامي مي تواند كمك مؤثري در جلوگيري از منكرات جامعه داشته باشد.
چه ما دوست داشته باشيم و چه دوست نداشته باشيم اتفاقاتي و ارتباطاتي در جامعهرخ مي دهد كه همة ما كم و بيش از آن باخبريم و فكر نمي كنيم كه زندان هاي كشور ظرفيت داشته باشد كه همه اين افراد را زنداني و حبس نمايد، پس بايد به فكر چاره باشيم و آن را با يك اصول و روش منطقي حل كنيم به طوري كه هم افراد جري تر و گستاخ تر نشوند و هم بتوانيم برنامه اسلام را آن طور كه هست پياده كنيم. آيا عاقلانه نيست چيزي كه قرآن بر آن صحه گذاشته و تاييدش كرده را در جامعه اسلامي جامه عمل بپوشانيم.
دوست عزیز دوباره سلاممن شخصا از دفتر یکی از مراجع عظام در این مورد سوال کردم، در جواب فرمودند: اگر ازدواج موقت برای دختری با شرائط مذکوره مفسده و ضرر نداشته باشد نیاز به اجازه پدر ندارد.وبه اطمینان می توانم بگویم که نظر تمام مراجع همین است.
برای اطلاع وتوضیح بیشتر در این باره با شماره ۰۹۳۵۱۰۰۱۳۶۵ یا 09127481587 --09362603006 تماس بگیرید یا پیامک ارسال کنید.با تشکر
براي ديدن كامنت دوست عزيزمون به ادامه مطلب مراجعه كنيد.
سلامی دوباره به شما دوست عزیزم
ببین عزیزم شما گفتید اگه شخصی نخواهد تا آخر عمر ازدواج کند چه کند، من در جواب این سوال گفتم که ازدواج موقت بهترین راهه، ولی اگه یه دختر باکره باشه باید خودش تصمیم گیری کنه، چون اگه بعدا بخواد با شخصی ازدواج دائم بکنه یقینا کسی او را به مانند دختر باکره نخواهد دانست، به خاطر همین خداوند این حکم را بخاطر مصلحت شما صادر کرده است و در واقع این حکم به نفع شماست،
ولی اگر یک دختری به حد رشد و عقل کافی رسیده باشد (یعنی به هیچ وجه احساسات و غریزه جنسیش دخالتی در تصمیم گیریش نداشته باشد) و اجازه گرفتن از پدر يا جد پدريش ممكن نباشد و يا حرجي و بسيار سخت باشد و دختر حاجت به شوهر كردن داشته باشد می تواند بدون اذن پدر ازدواج کند {نظر آية الله وحيد خراساني}.(البته باز هم تاکید می کنم که به حد رشد و کمال رسیده باشد و احساسات و شهوتش باعث تصمیم گیریش نشود).
برای دیدن کامنت و نظر دوست عزیزمون به ادامه مطب مراجعه کنید
آفرين بر شما دوست عزيز، ما هم همين را مي گوييم و معتقديم كه اگر دختر يا پسر به هر دليلي نتوانند ازدواج كنند، خداوند مهربان، راه حلال ديگري را قرار داده است و آن «ازدواج موقت» مي باشد كه داراي دو خصوصيت بسيار خوب مي باشد:
۱.اول اينكه هزينه ها و مخارج سنگين ازدواج دايم را ندارد.
۲.و دوم اينكه انسان مي تواند بدون گناه، غريزه جنسي خود را بصورت كامل ارضا كند (نه مثل خودارضايي كه ارضاء كاذب مي باشد نه واقعي) و با كاري خداپسندانه و كاملا شرعي، از غريزه جنسي خود لذت ببرد بدون اينكه گناهي انجام داده باشد و موجب خشم خداوند شده باشد و علاوه بر آن باعث بوجود آمدن ده ها بيماري و مرض در جسم خود نشده است.
پس تا وقتي كه راه حلال و خداپسندانه وجود دارد چرا به سراغ گناه و فساد برويم.
پس اگر خداوند مهربانمان، غريزه جنسي را در وجود انسان قرار داده است، راه ارضاي آن را نيز براي همه افراد قرار داده است.
برای خوندن کامنت (نظر) دوست عزیزمون به ادمه مطلب مراجعه کنید:
پاسخ: مواد اوليه آفتابه هاي پلاستيكي و گل هاي پلاستيكي يكي است، اين مواد را در اختيار دو نفي مي گذاريد، يكي خلاقيت به خرج مي دهد فكر خود را به كار مي گيرد با آن مواد گل مي سازد، جايش كجاست، بهترين جاي مجلس و منزل و ديگري به نشر خود خلاقيت به خرج داده با آن آفتابه مي سازد، جايش كجاست؟ بدترين جاي منزل. انسان ها مود اولية وجودشان يكي است يكي در اين دنيا با كمك عقل و راهنمايي قرآن و اهل بيت عليهم السلام از مواد اولية وجود خودش گل مي سازد و مي شود حضرت امام قدس سره. يكي ديگر از همين مواد اوليه؛ صدام بوش، شارون و ... . مي سازد. قرآن مي فرمايد: انسان در انتخاب راه آزاد است؛ «انا هديناه السبيل اما شاكراً و اما كفوراً» ما راه را به شما نشان مي دهيم تصميم و انتخاب با خودت است كه از كشاكران باشي يا از كافران.
آن گاه او را به حجله دعوت کنید .این چنین است که مهر،برکت و رحمت بر خانه و عروستان
سایه می افکند .
" پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله)، من لا یحضره الفقیه،ج3.ص358 "
وقتی عروس به حجله آمد به کعبه رو کنید،گیسوان او را نوازش کرده زلف تاب دارش را به
چنگ گیرید و آرام بگویید ((خدایا !این امانت توست که به من سپردی .با گفته ی تو او را به
خود حلال کرده ام ،فرزندم را مبارک ، پارسا و از پیروان پیامبرت قرار ده و شیطان را از
او دور فرما))
" امام صادق(علیه السلام)، فروع کافی ج5 ص500 "
آن گاه وضو سازید ،تن و روان خویش طراوت بخشید ،رو به خدای مهربان کنید و دو رکعت نماز
عشق به جای آورید .به عروس خود نیز بگویید همین کار را بکند.
" امام صادق(علیه السلام)، مکارم الاخلاق ص 239 "
پیش از این که با عروس خویش به بستر زفاف روید،هدیه ای به وی بدهید ،با این کار عشق
و آرامش را به او هدیه کرده اید.
" امام صادق(علیه السلام)، وسائل الشیعه ج215 ص12 "
برای دیدن ادامه احادیث به ادامه مطلب مراجعه نمایید.
در اوج پاكدامنى
عفت حالتى است نفسانى كه بازدارنده از غلبه شهوت است.
عفيف انسانى است كه با تلاش پى گير، به مقامى دست يافته كه خود را در اختيار خواسته هاى نفسانى قرار نمى دهد. روح چنين شخصي آن چنان در اوج است كه به آسانى از آنچه ناپسند و نامشروع است چشم مى پوشد؛اگر چه توان انجامش را دارا باشد.
ارزشمندى صفت عفت - با توضيحى كه داده شد - براى يك زن روشن است. هر زنى لازم است كه اين ويژگى را در زندگى مشترك به نمايش بگذارد و از اين راه ، فكر و ذهن و دل همسرش را از هر نوع پندار و توهم و وسوسه پوچ احتمالى و بى اساس پاكسازى كند و زمينه پيدايش و رشد هر نوع احساس بدبينى را از ميان ببرد.
آرامش روانى از آن مردى است كه اين ويژگى و خصلت را كه انسان را تا مرز فرشتگان اوج مى دهد در همسر خويش بيابد. گلخانه زندگى در فضاى سالم و نشاط آور (عفت) شاهد شكوفايى غنچه هاى معنوى و عطرآگين اعتماد زن و مرد به يكديگر خواهد بود. از آنجا كه گام نهادن در مسير خوبيها و معنويات، نيازمند تعاون و همكارى است.
يادآورى اين نكته ضرورى است كه اگر مردى ، خواهان عفت همسرش مى باشد، بايد زمينه و اسباب آن را در حد توان خويش فراهم كند، در اين ميان وظيفه مرد است كه به گونه اى آراستگى ظاهر داشته باشد و خود را متلزم به رعايت زيبايى و نظافت بداند كه پيوسته براى همسرش جذاب و دلربا باشد.
در اين زمينه به اين روايت جالب توجه كنيد:
حسن بن جهم مى گويد: امام رضا عليه السلام را ديدم كه محاسن خود را خضاب (رنگ ) كرده بود.
پرسيدم : فدايت شوم ، رنگ كرده ايد؟! امام پاسخ داد: آرى ، رسيدگى به خود (تغيير شكل و هيئت دادن ) از عوامل افزايش عفت زنان است ، و يكى از علل بى عفتى زنان اين است كه همسرانشان اين امر را رها كرده اند، آنگاه امام فرمود: آيا دوست دارى همسرت را به گونه اى ببينى كه وضعيتش همانند تو باشد، در حالتى كه به سر و وضع خود نرسيده اى ؟!
او جواب داد: خير، حضرت فرمود: همسر تو هم دوست ندارد كه تو را بدان گونه ببيند.
چرا اسلام موسيقي را حرام كرده و فلسفه حرمت آن چيست؟
گرچه رواج فوق العاده انواع موسيقى مانع از آن است كه بسيارى از افراد در اين باره درست فكر كنند و منطقى بينديشند و مطابق طرز تفكر نادرستى كه عده اى به آن سخت پايبندند (متداول شدن هر چيز را دليل بر بى عيب بودن آن مى گيرند) حاضر به مطالعه در اطراف اثرات شوم و زيانبار موسيقى نيستند. ولى افراد واقع بين هيچ گاه به اين مقدار قناعت نخواهند كرد و براى پى بردن به واقعيتها، على رغم شيوع آنها همواره مى كوشند و مطالعه مى كنند.
موسيقى از چند نظر قابل مطالعه است:
1- از نظر زيانهاى جسمى و اثرات شومى كه روى دستگاه اعصاب انسان مى گذارد آقاى دكتر «ولف ادلر» پروفسور دانشگاه كلمبيا مى گويد: بهترين و دلنوازترين نواهاى موسيقى، شوم ترين آثار را روى سلسله اعصاب انسان مى گذارد؛ مخصوصا وقتى كه هوا گرم باشد اثرات نامطلوب آن شديدتر مى گردد.
دكتر «آلكسيس كارل» فيزيولوژيست و زيست شناس معروف فرانسه مى نويسد: ارضاى وحشيانه شهوات ممكن است جلب نوعى اهميت كند ولى هيچ چيز غير منطقى تراز يك زندگى كه به تفريح بگذرد نيست. كاهش عمومى هوش و نيروى عقل از تاثيرالكل، و بالاخره از بى نظمى در عادت، ناشى مى گردد؛
بدون ترديد سينما و راديودر اين بحران فكرى سهيمند. بطور كلى بايد موسيقى را در رديف مواد مخدر شناخت زيرا آثار تخديرى آن به هيچ وجه قابل انكار نيست؛ و تخدير انواع و اقسامى دارد و بشر مى تواند از طرق مختلف اعصاب خود را تخدير كند. گاهى تخدير به وسيله خوردن است؛ مانند نوشابه هاى الكلى كه تخدير شديدى دراعصاب به وجود مى آورد و نيروى درك و عقل انسان را از كار مى اندازد.
روشهايي براي جلوگيري از استمناء و خودارضايي
1- سعي كنيد به هنگام خواب شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد.
2- از پوشيدن لباس هاي تنگ و چسبان اجتناب كنيد.
3- از نگاه كردن به مناظر، فيلم ها و تصاوير تحريك كننده جداً خوداري كنيد و به محض مواجه شدن با اين امور چشم خود را بسته و يا به زمين و يا آسمان نگاه كنيد، دوستان، آنقدر اينترنت مطالب خوبي دارد كه لزومي ندارد تصاوير منحرف را نگاه كنيد.
4- از شنيدن و خواندن مباحث و مطالب جنسي و حتي شوخي هاي جنسي و تحريك كننده و فكر كردن در اين امور جداً پرهيز كنيد.
5- از خوردن مواد غذايي كه محرك است مانند: خرما، پياز، فلفل، تخم مرغ، گوشت قرمز، غذاهاي پر چرب، حتي المقدور اجتناب و به ميزان ضرورت اكتفا كنيد.
6- قبل از خواب حتماً مثانه خود را تخليه نماييد.
7- از نوشيدن افراط گونه آب و مايعات پرهيز كنيد(به خصوص شب ها و قبل از خوابيدن).
8- هيچ گاه بدن عريان خود را در آينه نگاه نكنيد.
9- از دست ورزي اندام جنسي خود اجتتاب كنيد و به هيچ عنوان و تحت هيچ شرايطي دست ورزي نكنيد مخصوصا هنگامي كه در رختخواب هستيد.
10- هرگز به رو نخوابيد.
11- به منظور تخليه انرژي زايد بدن به طور منظم و زياد ورزش كنيد.
12- هيچ گاه بيكار نباشيد و براي اوقات فراغت خود برنامه داشته باشيد و آن را با مطالعه، ورزش، عبادت، كتاب و ... پر كنيد.
" وَ الْأَرْضِ و َمَا طَحَاهَا "
قسم به زمين و کسى که آن را گسترانيده است...
در خصوص "دحوالارض" مطالب زيادي در کتب روايي شيعه و سني آمده است
و آنچه از روايات به دست مىآيد، روز ۲۵ ذىالقعده يکي از مهمترين روزها در طول
سال است که علاوه بر روز هبوط آدم (علیه السلام) و ميلاد نوراني حضرت ابراهيم
(علیه السلام) وحضرت مسيح(علیه السلام)، روزي است که خداوند متعال براي گل سرسبد
خلقت خود يعني بشر، رحمت و برکت خود را گستراند و از نقطه کعبه خشکي را در سراسر
کره زمين پخش نمود. در حقيقت روز دحوالارض، روز گسترش خشکي در زمين و آماده شدن
آن براي زندگاني مادي و دنيوي بشر است و از ناحيه معصومين(علیهم السلام) بزرگداشت
اين روز بسيار سفارش شده و شايسته است هر فردي...
برای خواندن بقیه مطلب به ادامه مطلب بروید:
پرسش: چرا معمولا کسانی که خداوند را قبول ندارند و کافرند در رفاه هستند، ولی صالحان و بندگان مخلص گاهاً گرفتار مشکلاتند؟
پاسخ: از آنجایی که خداوند اولیای خود را دوست دارد، لذا اگر خلافی کنند، فوراً آنان را با قهر خود می گیرد تا متذکر شوند، اگر خلافی از مؤمنین سرزند چند روزی نمی گذرد مگر آن که گوشمالی می شوند. اگر نااهلان خلاف کنند، خداوند به آنان مهلت می دهد و هرگاه مهلت سرآمد، آنان را هلاک می کند و اگر امیدی به اصلاحشان نباشد، خداوند حسابشان را تا قیامت به تأخیر می اندازد و به آنان مهلت می دهت تا پیمانه شان پر شود.
به مثال ذیل دقت کنید.
اگر یک قطره آب یا باران روی شیشة عینک شما بریزد، فوراً آن را پاک می کنید.
اما اگر قطره چای روی لباس سفید شما بچکد، صبر می کنید تا به منزل بروید و لباس خود را عوض کنید و اگر قطره ای روی فرش زیر پای شما بچکد، آن را رها می کنید تا بعداً به قالی شویی ببرید. خداوند نیز با هر کس به گونه ای رفتار نماید و بر اساس شفافیت یا تیرگی روحش، کیفر او را به تأخیر می اندازد.
پرسش: چه طور باید از خدا تشکر کرد؟
پاسخ: وقتی اصل لزوم تشکر را قبول کردیم چگونگی آن باید طبق دستورات باشد. وقتی مراجعة بیماری به پزشک ضروری تشخیص داده شد، چگونگی مصرف دارو، تابع دستور پزشک است. برای این که در تشکرها سردرگم نشویم و یاوه نگوییم باید طبق خواسته خدا سپاست انجام دهیم. یک خلبان همین که پرواز را پذیرفت، در هر کجای دنیا که خواست با برج مراقبت تماس بگیرد باید به زبان انگلیسی سخن بگوید. پس نحوه تشکر را باید از دستور الهی و اولیای خدا فرا بگیریم. و این تشکر حداقل در نماز خواندن منحصر گردیده است.
آسوده خاطر باشید
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ به على عليه السلام ـ فرمود : اى على! چون روز قيامت شود ، منادى اى از ميان عرش ندا در مى دهد : كجايند دوستداران على و كسى كه دوستش مى دارد؟ كجايند آنان كه به خاطر خدا با يكديگر دوستى مى ورزيدند؟ كجايند آنان كه براى خدا به يكديگر بذل و بخشش مى كردند؟ كجايند ايثارگران؟ كجايند آنان كه زبان هايشان از تشنگى خشكيد؟ كجايند آنان كه در نيمه هاى شب كه مردم، خفته بودند، آنان نماز مى گزاردند؟ كجايند آنان كه از بيم خدا مى گريستند؟ «بيمى بر شما نيست و اندوهگين نمى شويد». كجايند همرهان پيامبر، محمّد؟ آسوده خاطر باشيد و شادمان . «شما و همسرانتان ، شادمانه به بهشت درآييد» .
پرسش: علل انحراف افراد خصوصاً بعضی از دانشمندان با این که عمر خود را در راه شناخت پدیده ها گذرانده اند، از شناخت خدا (خداشناسی) چیست؟
پاسخ:علل زیادی می تواند داشته باشد که به دو مورد از آنها اشاره می کنیم:
1- بی توجهی به آثار وجود خدا: اگر گفته می شود از شگفتی های یک برگ درخت می توان خدا را شناخت دربارة کسانی است که بخواهند را بناسند، اما کسی که در جستجوی خدا نباشد، هرگز با دیدن آثار، خدا را نمی شناسد به این مثال ها توجه کنید:
الف) یک جگر فروش روزی ده ها جگر را می شکافد و به سیخ می کشد، اما چه بسا مویرگ ها را نشناسد، چون در مقام شناخت مویرگ نیست.
ب) نجاری که دائماً نردبان می سازد از هیچ کدام بالا نمی رود، زیرا قصد بالا رفتن ندارد.
ج)کفاشی که کارش ساختن و دوختن کفش است، هیچ یک از کفش ها را نمی پوشد، زیرا قصد پوشیدن ندارد.
د) یک آئینه فروش که موهایش نامرتب است، از صبح تا غروب صدها بار به آئینه ها نگاه می کند، اما موی خود را مرتب نمی کند، زیرا او در فکر فروش آئینه است نه اصلاح موی خویش. بسیاری از دانشمندان نیز پدیده ها را شناخته اند، اما قصد شناخت پدیده آورنده را ندارند.
2- دوام نعمت ها: اگر نعمتی از اول عمر با ما باشد دیگر برای ما تازگی نخواهد داشت؛ این که ما آثار خدا را می بینیم و به یاد او نیستیم و قدر آن را نمی دانیم، به این دلیل است که از اول زندگی در نعمت و با نعمت بوده ایم. مثلاً انگشت شصت از اول تولد با من و شما بوده، اما اگر این انگشت برای مدت کوتاهی بسته شود یا اصلاً بریده شود، می بینید که بدون آن نمی توانید حتی دکمه یقه خود را ببندید یا بتونید خودکاری به به دست گرفته و خطی بنویسید، آری، دوام نعمت ها سبب غفلت ما از خو می شود. وقتی حادثه ای برای ما رخ می دهد آن وقت به یاد خدا می افتیم. چنانکه خداوند می فرماید: ما گاهی مردم را در تنگنا قرار می دهیم تا شاید با حضور ذهن به درگاه ما تضرع کنند.مردان می دانند ولی زنان نمی دانند!!!
پرسش: چرا خداوند با این که همه را خوب می شناسد، ولی آنها را امتحان و آزمایش می کند؟
پاسخ: آزمایش ما برای شناخت بیشتر و رفع ابهام است، ولی امتحان خداوند در واقع «پرورش و تربیت» است و خداوند برای شکوفا کردن استعدادهای نهفته و پرورش دادن بندگان آنان را می آزماید. و باید توجه داشت امتحان گرفتن، انسان را به کمال می رساند و اگر امتحان نبود مردم به ثواب، رغبت و از خلاف اجتناب نمی کردند. از طرفی امتحان حجت را بر مردم تمام، و راه عذر را بر مردم می بندد. و چون خداوند می خواهد به مردم بهشت یا جهنم بدهد و اگر همه را به بهشت ببرد با عدل خداوند مناسبت ندارد، چرا که ثواب دادن خداوند از روی حساب و کتاب است و اگر بخواهد به جهنم ببرد قصاص قبل از جنایت است؛ پس باید مردم آزمایش شوند تا برای خود آنها نیز معلوم گردد خدایی که به همه نظر لطف داشته است چه کسی به این لطف ارزش قائل شده و راه درست و صراط مستقیم را انتخاب نموده و چه کسی راه عصیان و سرکشی را انتخاب کرده است؛ پس خداوند همه را می شناسد می خواهد مردم نیز خودشان، خودشان را بشناسند، علاوه بر این، علم و دانستن خداوند، دلیل کیفر و پاداش نیست، بلکه باید از ما عملی سربزند تا به کیفر و پاداش برسیم.به طور مثال؛ ما می دانیم که این خیاط یا بنّا یا نجّار چگونه می دوزد یا می سازد، ولی بر اساس این دانش، به آنها مزد نمی دهیم، بلکه باید از آنها کاری سربزند تا استحقاق پاداش را داشته باشند.
مجنون براي ديدن ليلي در مسيري كه محلّ عبور او بود چند روز به انتظار نشست تا اينكه در نيمه هاي يك شب از شدّت خستگي همانطور كه بر سر راه نشسته بود خوابش برد. همان وقت ليلي از آنجا عبور كرد و وقتي ديد مجنون به خواب رفته است چند گردو جلوي او گذاشت و رفت. وقتي مجنون بيدار شد و گردوها را ديد فهميد ليلي آمده و رد شده است و با اين گردوها با او حرف زده و گفته است تو عاشق نيستي و بايد بروي گردوبازي كني، عاشق كه خواب به چشمش راه ندارد.
پرسش: امتحان الهی چه فایده ای برای انسان ها دارد؟
پاسخ: اگر برنج و خاک با هم مخلوط باشد، وقتی می خواهید بخوری خاک دارد و اگر بخواهید دور بریزید برنج داخلش هست. تا غربال نکنید نمی توانید تصمیمی روی آن بگیریدد، نه پختنی است نه دور ریختنی. انسان ها را هم باید از هم جدا کرد و این به غیر امتحان امکان ندارد، چرا که همه خود را پاک و بی گناه می دانند، اما وقتی به انواع بلاها و مصیبت ها و .. . امتحان شدند مؤمن از منافق، راستگو از دروغ گو و ... . جدا می شود.
جوابي به خواهر گراميم در مورد خودارضايي
خواهر گرامى در مورد موضوع مد نظرتان نكات زير ارايه و بيان مى گردد كه اميدواريم دستورالعمل ها را نيك به كار گيريد و مطالب گفته شده را سخت باور كرده و به آن عمل كنيد تا هماى سعادت در سراى دنيا و عقبى با شما هم آوا و از اين رهگذر خانه آخرت ما نيز آبادان گردد.
1-خواهر گرامى عمل انجام شده بى ترديد از گناهان كبيره است و خداوند براى افراد مبتلا به آن عذابى سخت وعيد داده است و افزون بر آن پيامدهاى منفى اين عمل بسيار زياد است و دامنه تأثير آن از بيماريهاى جسمى تا اختلالات روحى و روانى را در بر مى گيرد، لذا بايد متوجه زشتى اين عمل بود و از عمق قلب خود آن را ناپسند شماريد و دامن خود را از آن پاك سازيد ازاين رو پيامدهاى منفى اين عمل در ذيل بيان مى گردد. از طرفى عواقب اخروى آن در روايات بيان شده است كه شما جهت اطلاع مى توانيد از كتاب گناهان كبيره، شهيد دستغيب و گناهان شناسى، رسولى محلاتى و كتاب ديگرى به همين نام از آقاى تهرانى بهره بگيريد و با پشتوانه علمى، به صورت قطعى به ترك آن روى آوريد.
2- بعد از اطلاع از گناه بودن اين عمل و پى بردن به زشتى آن و پيامدهاى منفى و عواقب ناگوار آن بايد در صدد توبه برآييد. توبه اى واقعى كه ديگر به سراغ آن نرويد و از عمق جان خود پشيمان باشيد كه نشان اين پشيمانى ترك كامل آن عمل است و الا شيطان در برابر تمام تصميمات قطعى ما مخالفت مى ورزد و در صدد مانع تراشى است. بنابراين با توبه واقعى براى هميشه با آن عمل خداحافظى كنيد و در اين مسير ابتدا بر خدا توكل كنيد و آستين همت به كمر زده به دستورالعمل هاى زير سخت پايبند باشيد.
3- دانشجوى گرامى خواهشمند است به منظور نيل به قله پاكى و طهارت كه مطلوب هر انسانى است به تمام روشهاي جلوگيري از خودارضايي كه در پستهاي قبل نوشته ام عمل كنيد و حتى براى يك لحظه آنها را فراموش نسازيد و بدانيد كه تنها عمل ره گشا است و الا اگر عمل نكنيد، چه بسا موجب دلسردى شما مى شود.