آيا دوستي بدون لذت هم اشكال دارد؟ به طوري كه دوستي در حد صحبت باشد؟
آيا دوستي بدون لذت هم اشكال دارد؟ به طوري كه دوستي در حد صحبت باشد؟
اگر چه در ابتدا چنين تصوري به انسان دست مي دهد كه هدفي جز صحبت كردن ندارد و لذتي هم در كار نيست، ولي چون نفس انسان سركش است در دراز مدت به صحبت كردن قانع نخواهد شد. وقتي به وجدانشان مراجعه كنند متوجه خواهند شد كه حقيقتاً از اين دوستي ها لذت مي برند گرچه نمي خواهند اسمش را به زبان آورند، از اين روابط لذت مي برند.در ملاقات هاي حضوري يا تلفني ساعت ها با هم حرف مي زنند، زيرا طبيعت جنس مخالف طوري است كه كشش و جاذبه دارد. اگر واقعاً لذتي در كار نيست، چرا خيلي از دختران جوان حوصله چنداني براي صحبت كردن با برادرشان را ندارند؟! و همچنين اكثر پسران تا خواهرشان مي خواهد از خودش اظهار محبت و علاقه كنند اظهار مي دارند: «اين قدر پر چونگي نكن» يا «چقدر حرف مي زني سرم رفت چه خبرت است» در حالي كه در اين دوستي ها بين دختران و پسران نه تنها خبري از بي حوصلگي و پرحرفي نيست، دنبال بهانه و مناسبتي هستند تا به سخنانشان ادامه دهند.
نوشته شده در ساعت 8:12 بعد از ظهر توسط moshk | لینک ثابت |
مفهوم دجّال، سمبل پيچيده ترين و خطرناکترين دشمن اسلام و خداست و
اين در واقع، توصيف تمدّن و جهانبيني ماترياليستي غرب است؛ زيرا تاريخ اديان
تاکنون چنين دشمني به خود نديده است. در احاديث دجّال آمده است: (از زمان خلق آدم تا روز قيامت، امري خطيرتر از
دجّال وجود ندارد)، و استفاده از کلمه (أمر) خود بيانگر
اين حقيقت است که دجّال يک شخص معيّن نبوده،
بلکه يک جريان فرهنگي - اقتصادي - سياسي ضد توحيدي و ضد ديني است.
در روايات باب وارد شده است: (از ترفندهايدجّال اين است که به آسمان دستور ميدهد که ببارد و در پي آن،
آسمان خواهد باريد و به زمين امر ميکند برويان و به دنبال آن، زمين رستن آغاز
خواهد کرد)، و اين چيزي است که تمدّن غربي بر اساس پيشرفتهاي خيرهکننده در عرصه
ي فنآوري صنعتي و پيشرفت در زمينههاي فيزيک فضايي و بيوشيمي و دهها شاخه ي ديگر
علمي و با سيطره ي همه جانبه بر منابع طبيعي، بدان دست يافته است. [1]
بديهي است که اين شعبدهها و تردستيهايي که از آستين تمدن مادي غرب
بيرون ميآيد، تا چه حدّ اذهان سطحينگر و ساده انديش را مسحور و مرعوب خود
ميسازد.
در اخبار دجّال آمده است: (از شگردها و
شيوه هاي اوست که اگر بر محلّهاي عبور کند و مورد تکذيب و رويگرداندن اهل آن
واقع شود، کسي از آنان زنده نخواهد ماند و اگر بر محلّهاي بگذرد و مورد استقبال و
تصديق اهل آن قرار گيرد، آسمان را گويد که بر آنان ببار و زمين را امر کند که بر
ايشان برويان تا آنجا که زان پس، دامهاي ايشان در نهايت فربهي و شيرآوري و...
خواهند شد).
و اين، پديدهاي است که ما امروزه در صحنه ي بين الملل و روابط به
اصطلاح شمال - جنوب به خوبي شاهد آن هستيم؛ هر جامعه اي که خود را در آغوش غرب
استکباري انداخته و حلقه ي سرسپرده گي آنان را در گوش کند، از نظر اقتصادي و
رفاهي مورد توجه غرب قرار ميگيرد و هر کشوري که بخواهد در مقابل ارزشهاي غربي
(مانند: قرائت غربي حقوق بشر) يا سياستهاي غربي بايستد، بايکوت و تحريم همه جانبه
ميشود.
درباره ي دجّال در جوامع روايي
ميخوانيم: (دجّال با رساترين فرياد خود که همه ي عالميان بشنوند بانگ ميزند: به
سويم بشتابيد اي هواداران من! منم آن کس که (خَلَق فَسوّي) و منم آن که (قدّر فهدي)
آري! (أنا ربکم الأعلي). همه ي اين اوصاف در مورد تمدن غربي صادق است. غرب مادّي و
متافيزيک ستيز از طريق امپراطوري اهريمني و جهاني رسانه ها و شبکه هاي عظيم صوتي
- تصويري - مطبوعاتي با ترويج اخلاق، حقوق، ارزشها و هنر مادّي، ولايت خود بر
شئون انسان را فرياد ميکند و با حرکت خزنده ي فراگير خويش، آدمي را در چنبره و
قبضه ي خويش گرفته و از عالم علوي جدا ساخته است.
وسايل ارتباط جمعي، بلندگوي تبليغ ارزشها و هنجارهاي مادّياند و
قوانين دست ساز بشر غربي با هزار نوع تدليس و آرايش و چاشني به هاضمه ي فکر جامعه
جهاني خورانده ميشود و به اين شکل، تمدن مادي و فرهنگ دينستيز غربي، ولايت و
سرپرستي خود را بر معاش و معاد انسان و سعادت و رستگاري وي اعلام ميدارد و ولايت
هر منبع غيبي و متافيزيکي را نفي ميکند که در واقع اين جز کوس خداييزدن و ادعاي
ربوبيت کردن، نيست.[2]
از احوال غريب دجّال است که به
همراه او آب و آتشي ديده ميشود که آن آب در حقيقت آتش و آن آتش در واقع آب است،
بنا بر اين هر کس اين دو را مشاهده کرد، بايد در آن آتش در آيد که همانا آبي است
بس زلال.