تبليغاتX
بوی خوش مشک
صفحه نخست | ليست مطالب | آرشيو مطالب | ارتباط با ما

نوروز از ديدگاه اسلام‏


آمد بهار و بوستان شد رشك فردوس برين

گل ها شكفته در چمن، چون روي يار نازنين

گسترده باد جانفزا، فرش زمرّد بي شمر

افشانده ابر پُر عَطا، بيرون ز حد، درِّ ثمين

از ارغوان و ياسمن، طرف چمن شد پرنيان

وز اُقحوان و نسترن، سطح دَمَن ديباي چين

از لادن و ميمون رسد، هر لحظه بوي جان فزا

وز سوري و نعمان وزد، هر دم شميم عنبرين

از سنبل و نرگس، جهان باشد به مانند جنان

وز سوسن و نسرين، چون روضه خلد برين

تا باد نوروزي وزد، هر ساله اندر بوستان

تا ز ابر آذاري دمد، ريحان و گل اندر زمين

بر دشمنان دولتت هر فصل باشد چون خزان

بر دوستانت هر مهي بادا چو ماه فروردين(1)

عيدهاي اسلامي

تا آن جا كه در تاريخ ملّت هاي مختلف مشاهده شده و مي شود، جوامع بشري به تفاوت آداب و رسوم و اعتقادات خود، هر يك، يا روزهاي خاصّي را در سال، جهت يادآوري و تجديد خاطره نسبت به موضوعات ويژه اي كه در تاريخ و فرهنگ آن ملّت اهميّت زيادي داشته است، هر سال مراسم ويژه اي به آن مناسبت برگزار مي كرده و آداب و رسوم خاصّي را انجام مي داده اند.

در قرآن كريم مي خوانيم: «قال عيسي بن مريم اللّهمّ ربّنا انزل علينا مائدة من السّماء تكون لنا عيدا لاوّلنا و اخرنا و آية منك وارزقنا و انت خير الرّازقين»(2)؛ «عيسي بن مريم عرض كرد: خداوندا! پروردگار! از آسمان مائده اي بر ما بفرست؛ تا براي اوّل و آخر ما، عيدي باشد، و نشانه اي از تو! و به ما روزي ده و تو بهترين روزي دهندگاني.»



ادامه متن ...
نوشته : moshk    نظرات :

چرا نام امام زمان در قرآن نيامده است تا هر نوع ابهامي رفع شود؟
پاسخ: قرآن کريم براي معرفي شخصيتهاي الهي از سه راه وارد مي شود، و در هر موردي طبق مصالحي از شيوه خاصي پيروي مي کند. گاهي معرفي با اسم، گاهي معرفي با عدد، و گاهي نيز معرفي با صفت.

اگر نام حضرت مهدي (ع) در قرآن نيست، ولي صفات و خصوصيات حکومت او در قرآن وارده شده است.
اصولا قرآن در معرفي افراد، مصالح عالي را در نظر مي گيرد. گاهي مصالح ايجاب مي کند تنها به صفات افراد بپردازد، چنان که درباره حضرت مهدي (ع) جريان از اين قرار است که:
اولا: تشکيل چنين حکومتي، در مواردي صريحا و در موارد ديگر به طور اشاره در قرآن وارد شده است. آياتي که در سوره «توبه» و «صف» از انتشار و گسترش اسلام در سطح جهاني نويد مي دهد، مانند: «ليظهره علي الدين کله» يعني تا آن را بر همه اديان پيروز سازد، اشاره به تشکيل اين حکومت است. زيرا مفسران گويند: مضمون اين آيه را که پيشگويي از گسترش فراگير و همه جانبه اسلام در سطح جهان است، هنوز تحقق نپذيرفته است.
از اين گذشته، در آيه 106 سوره انبياء مي فرمايد: «ما پس از ذکر، در زبور نوشتيم که بندگان شايسته من، وارث زمين خواهند بود». آيه شريفه نويد مي دهد که صالحان، وارثان زمين خواهند بود و حکومت جهان را به دست خواهند گرفت. و به اتفاق تاريخ بشر، هنوز اين وعده الهي تحقق نپذيرفته است.
ثانيا: اگر نام اصلي امام زمان (ع) را نبرده، به خاطر مصلحتي است که براي اهل فضل و درک مخفي نمي باشد، زيرا به همان علت که نام امام علي (ع) را نبرده، نام آن حضرت را نيز ذکر ننموده است. اگر نام اين پيشوايان گرامي را مي برد، کينه هاي ديرينه «بدر و احد و حنين» بار ديگر زنده مي شد، و لذا مطلب را به صورت کلي مطرح کرده و فرموده است: «بندگان شايسته من، وارث زمين خواهند بود». نام بردن از گذشتگان، مانند لقمان و ذي القرنين، قابل قياس با افراد آينده نيست، درباره گذشتگان، حسدها و کينه ها تحريک نمي گردد، و افراد سودجو و شهرت طلب نمي توانند از آن سوء استفاده کنند، ولي بردن نام آيندگان اين محظور را دارد.

آيا شما فکر مي کنيد که تنها ذکر نام، دردي را دوا مي کند؟ آيا فکر مي کنيد که اگر نام امام زمان (ع) در قرآن برده مي شد، امکان نداشت که در طول تاريخ، شيادان و افراد شهرت طلب آنان سوء استفاده نکنند، يا افرادي روي غرض هاي خاص، وجود او را انکار ننمايند؟ تجربه تاريخي نشان داده است که اگر هم در قرآن صراحتا نام آن حضرت برده مي شد، باز در طول تاريخ، شيادان و مدعيان دروغين مهدويت پيدا مي شدند و نام خود را امام زمان و مهدي موعود مي گذاشتند، تا از آب گل آلود ماهي بگيرند و از نام او و انتظار مردم استفاده نادرست کنند. مگر نام پيامبر خدا (ص) را در انجيل نبرده است؟ ولي گروههاي مغرض، از آن بهره برداري ناجوانمردانه کردند.
بنابراين، مساله مهم، بيان خصوصيات ديگر آن حضرت است که افراد دل آگاه، با شناخت آنها، مهدي واقعي را از مدعيان قلابي مهدويت باز شناسند.

نوشته : moshk    نظرات :

این شبهه اخیراً بسیار در میان نوجوانان و جوانان (به ویژه در دبیرستان‌ها و دانشگاه‌ها) رایج شده و بیان می‌گردد!
برای روشن‌تر شدن مطلب، لازم است به چند نکته‌ی ذیل دقت بفرمایید:

توضیح:
بسیاری از کارهایی که انسان‌های معمولی آن را نکوهیده و زشت (یا همان گناه) می‌دانند و انجام نمی‌دهند، به علت علمی است که قبح و مضرات آن دارند.
ممکن است این سؤال در ذهن ایجاد شود که بسیاری از مردم به قبح و مضرات چیزی علم دارند، اما خود را از آن نگاه نمی‌دارند! مانند علمی که همه عالم به مضرات نوشیدنی‌های مست کننده دارند. پاسخ این است که اغلب «علم» به یک موضوع کفایت نمی‌کند. مثل کسی که علم به ارتفاع ساختمان، جاذبه و سختی زمین داشته باشد، اما نسبت به نرمی بدن خود و یا این که دستان انسان قدرت پرواز ندارند نداشته باشد و تصمیم به پرواز و فرود مانند پرندگان بگیرد!
لذا ممکن است کسی به مضرات مشروب علم داشته باشد، اما به اراده، ضرورت عمل به علم، مصائب و گرفتاری‌های عمل به جهل و ... نداشته باشد.
حال ممکن است این سؤال مطرح شود، که در هر حال علم جامع توسط وحی و القا به معصومین (ع) عطا شده بود!
دقت فرمایید که خداوند متعال به سایر انسان‌ها نیز از طریق وحی (توسط کتاب، انبیاء‌ و اولیاء) و هم چنین الهام و القا ـ (چنان چه در سوره الشمس می‌فرماید: فالهما فجورها و تقویها – پس زشتی‌ها و خوبی‌ها را به او الهام کردیم) علم داده است و توان عمل به علم را نیز داده است و در هر کجا که توان نباشد، تکلیف را برداشته است. مثل کسی که به واجب بودن حج برای مستطیع علم دارد، ولی خودش مستطیع نیست و توان حج ندارد، یا علم به وجود جهاد در میدان دارد، اما به علت کهولت یا نقص عضو، توان آن را ندارد. پس اگر چنین کسی به حج نرفت و یا در جهاد شرکت ننمود، گناهی مرتکب نگردیده است.
چنین علمی، نه تنها اختیار را از انسان سلب نمی‌کند، بلکه سبب تقویت آن می‌شود و معصومین (ع) نیز از قاعده مستثنیٰ نیستند. این شبهه مثل این است که بگوییم: اگر کسی علم داشت که تحصیل فواید بسیاری دارد و به سراغ تحصیل رفت، پس مجبور به تحصیل بوده و در ادامه تحصیل و کسب مدارج بالای عملی هنری نکرده است.

نوشته : moshk    نظرات :
به روايت لينک:
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا : [ بازديد ]
مهارتهای زندگی : [ بازديد ]
سوالاتي كه مرا شيعه كرد : [ بازديد ]
ادامه لينکها ...
*توجه : درج لينک هاي گوناگون به منزله تاييد محتواي آنها نمي باشد!
تمامي حقوق مادي و معنوي اين مجموعه براي صاحب اثر محفوظ مي باشد!
کپي برداري از مطالب ، تنها با ذکر نام و لينک منبع مجاز مي باشد.