تبليغاتX
بوی خوش مشک - غفلت از محبوب
صفحه نخست | ليست مطالب | آرشيو مطالب | ارتباط با ما
غفلت از محبوب

مجنون براي ديدن ليلي در مسيري كه محلّ عبور او بود چند روز به انتظار نشست تا اينكه در نيمه هاي يك شب از شدّت خستگي همانطور كه بر سر راه نشسته بود خوابش برد. همان وقت ليلي از آنجا عبور كرد و وقتي ديد مجنون به خواب رفته است چند گردو جلوي او گذاشت و رفت. وقتي مجنون بيدار شد و گردوها را ديد فهميد ليلي آمده و رد شده است و با اين گردوها با او حرف زده و گفته است تو عاشق نيستي و بايد بروي گردوبازي كني، عاشق كه خواب به چشمش راه ندارد.

نوشته : moshk    نظرات :
به روايت لينک:
پایگاه اطلاع رسانی پزشکی شفا : [ بازديد ]
مهارتهای زندگی : [ بازديد ]
سوالاتي كه مرا شيعه كرد : [ بازديد ]
ادامه لينکها ...
*توجه : درج لينک هاي گوناگون به منزله تاييد محتواي آنها نمي باشد!
تمامي حقوق مادي و معنوي اين مجموعه براي صاحب اثر محفوظ مي باشد!
کپي برداري از مطالب ، تنها با ذکر نام و لينک منبع مجاز مي باشد.