تا آن جا كه در تاريخ ملّت هاي مختلف مشاهده شده و مي شود، جوامع بشري به تفاوت
آداب و رسوم و اعتقادات خود، هر يك، يا روزهاي خاصّي را در سال، جهت يادآوري و
تجديد خاطره نسبت به موضوعات ويژه اي كه در تاريخ و فرهنگ آن ملّت اهميّت زيادي
داشته است، هر سال مراسم ويژه اي به آن مناسبت برگزار مي كرده و آداب و رسوم خاصّي
را انجام مي داده اند.
در قرآن كريم مي خوانيم: «قال عيسي بن مريم اللّهمّ ربّنا انزل علينا مائدة من
السّماء تكون لنا عيدا لاوّلنا و اخرنا و آية منك وارزقنا و انت خير
الرّازقين»(2)؛ «عيسي بن مريم عرض كرد: خداوندا! پروردگار! از آسمان مائده اي بر
ما بفرست؛ تا براي اوّل و آخر ما، عيدي باشد، و نشانه اي از تو! و به ما روزي ده و
تو بهترين روزي دهندگاني.»
عيد از مادّه «عود» گرفته شده، به معني «بازگشت» است. به گفته راغب اصفهاني:
«بازگشت به وضعيّت مطلوب گذشته است.» به روزهاي سرور و شادي نيز گفته مي شود.(3)
ميبدي مي گويد: «سمّي العيد عيدا لان اللّه تعالي يعود بالرّحمة إلي العبد، والعبد
يعود بالطّاعة إلي الرّب؛(4) عيد (بازگشت) بدين سبب عيد ناميده شد كه: خداوند
متعال با رحمت خود به سوي بنده اش بر مي گردد و بنده با فرمانبري به سوي پروردگارش
باز مي گردد.»
علامّه طباطبايي در ذيل اين آيه مي فرمايد: «خصوصيّت عيد اين است كه زمينه وحدت
كلمه و تجديد حيات اجتماعي را فراهم ساخته، نشاط و سرزندگي مي آفريند و هر بار كه
فرا مي رسد، عظمت دين را تجديد مي كند.»(5)
بدين سبب در اسلام روزهايي عيد ناميده شده كه همه اين خصوصيّت ها را در بر دارد و
در هر يك از آن ها به گونه اي بازگشت انسان به فطرت توحيدي اش مطرح است.
مهمترين اعياد اسلامي عبارتند از:
اوّل شوّال؛ عيد فطر
دهم ذيحجّه؛ عيد قربان
هيجدهم ذيحجّه؛ عيد غدير
جمعه؛ عيد محمّدصلي الله عليه وآله
بنابراين: «عيد، نه جامه رنگارنگ پوشيدن است كه اين عيد كودكان است؛ نه شربت،
شيريني و غذاهاي متنوّع خوردن كه اين عيد شكمبارگان است؛ نه به سياحت و تفرّج بي
محتوي پرداختن كه اين عيد ولگردان است؛ نه بي بندوباري، هرزگي و عياشي كردن كه اين
عيد بلهوسان است؛ نه قاه قاه خنديدن، هم ديگر را به مسخره گرفتن و به بازي روز
گذراندن كه اين عيد غافلان است؛ نه تاب خوردن، سبزه روياندن، سفره هفت سين چيدن و
رنج پختن «سمنو» كشيدن كه اين عيد خرافه پرستان است.
از ديدگاه اسلام هيچ كدام از اين ها مفهوم عيد نيست. عيد اسلامي موفقيّت در راه
انجام وظيفه تطهير نفس، تصفيه جان و تمرين صبر و استقامت است. چون «عيد فطر» پس از
ماه مبارك رمضان. عيد، گذشتن از امتيازات ، رسيدن به هم آهنگي و شركت در وحدت بزرگ
اسلامي، شكستن غرور و خودخواهي و ترك نازپروري ها، سايه نشيني ها، مشتاقانه نداي
حق را لبيك گفتن ... و سرانجام خود را بازيافتن و به خدا رسيدن است. چون «عيد
اضحي» (عيد قربان) پس از دوران سازنده حج.
عيد، چون قطره اي به درياي جمع پيوستن از انزوا درآمدن، گسسته ها را به هم بستن و
صف صف به هم پيوستن، پيوند خود را با خدا استوار كردن و دين خود را هر هفته تحكيم
بخشيدن است همچون جمعه كه «عيد محمدصلي الله عليه وآله» است.(6)
برترين عيد روزي است كه خداوند متعال نعمتش را بر مسلمانان تمام كرد و اركان دين
را محكم و استوار نمود و رسالت را به امامت پيوست و رهبر آينده مسلمانان را معرّفي
كرد و فرزند كعبه را بر فراز منبر امامت نشاند چون هيجدم ذيحجّه «عيد غدير خم».
بهار طبيعت
در روايت آمده است كه: «هر چيزي را بهاري است ... .»(7)
و عيد نوروز، بهار طبيعت است. اگر ما خرافات و نقاط منفي و تارك را از چهره اين
عيد بزداييم و بگذاريم هم رنگ طبيعت با صفا، باشد، در ديد مكتب نيز عيدي، عزيز و
ارجمند خواهد بود.
مقام معظم رهبري در جواب سؤالي درباره عيد نوروز فرمودند: «اسلام با آداب و سنن
ملّت هاي مختلف سر جنگ ندارد، گرچه كه در اسلام آداب و سنن خاصّي هست، هيچ اشكالي
ندارد كه ملّت هاي گوناگون در كنار آداب و سنن اسلامي، آداب و سنني را كه از قرن
ها تجربه يا عادت يا به هر حال از گذشتگانشان به ارث برده اند، حفظ كنند.
تنها يك شرط بايد مورد ملاحظه قرار بگيرد و آن اين است كه اين آداب و سنن ملّت ها
با روح اسلام منافاتي نداشته باشد و هدف گيري حركت اسلامي را مختل نكند... .
مي دانيم كه هدف اصلي اسلام عبارت است: از به كمال رساندن معنوي انسان ها كه اين
هم در سايه تحقق يك اجتماع بر معناي توحيد، عملي است و لاغير ... .
هر سنتي در جامعه كه با اين جهت گيري مخالفت بكند، با اسلام مخالف است و اسلام آن
را قبول نمي كند ... .
حالا يك ملّتي رسمش اين است كه اوّل بهار را جشن مي گيرد و حلول بهار را براي خودش
يك روز نو، روز شيرين و روشني مي داند، اين چه اشكالي دارد؟ نوروز يعني، روز نو،
يعني، اوّلين روز سال نو و مبداء سال را هم اوّل بهار مي گيرد، اين چيزي نيست كه
اسلام با آن مخالفت كند.»(8)
آري، عيد واقعي انسان - كه برترين مخلوق الهي و گل سرسبد عالم خلقت است - بازگشت
به خويشتن، توجّه به مبدأ هستي، تعليم كتاب سعادتش و در نهايت خود را باز يافتن و
به خدا رسيدن است.
اميرالمؤمنين عليه السلام مي فرمايد: «تعلّموا القرآن فانّه احسن الحديث و تفقّهوا
فيه فانّه ربيع القلوب ... ؛(9) قرآن را بياموزيد كه بهترين گفتار است و آن را
بفهميد زيرا كه بهار دل هاست.» يعني، جان و روان انسان با تعاليم عالي الهي شكوفا
مي شود. با عمل به دستورات پروردگار به بار مي نشيند.
اميرالمؤمنين علي عليه السلام مي فرمايد: «كلّ يوم لايعصي اللّه فيه فهو يوم
عيد؛(10) هر روزي كه خداوند متعال نافرماني نشود، آن روز عيد است.»
البته آن گونه كه قرآن مي فرمايد: از بهار طبيعت، حيات دوباره يافتن گل ها و
گياهان، سبزه ها و درختان، به جنب وجوش آمدن پرندگان و حيوانات، طراوت يافتن باغ
ها و چمن زارها، بايد درس رستاخيز و بازگشت به سوي خدا را آموخت.
خداوند متعال مي فرمايد: «زمين را جامد و افسرده و بي روح و بي جنبش مي بيني، امّا
همين كه آب باران بر آن نازل كنيم، به جنبش و حركت درآيد و فزوني گيرد، و انواع
گياه هاي سرافراز مي روياند. اين از آن جهت است كه خدا حق مطلق است و نظام زنده
كردن مرده ها در قبضه قدرت اوست، و اوست كه بر هر چيزي تواناست.»(11)
نوروز در روايات
با آن كه بسياري از سنّت هاي ايرانيان بعد از ظهور اسلام در ايران از بين رفت و
سنّت هاي اسلامي جاي آن ها را گرفت، عيدنوروز كم و بيش در ميان آن ها باقي ماند.
شايد به خاطر اين باشد كه در اين روز امور معنوي و حوادث مذهبي متعددي به وقوع
پيوست كه آن را جاودانه ساخت. حتّي بنابر بعضي از روايات، قبل از ظهور اسلام نيز
اين روز مورد توجّه انبيا و اولياي الهي بوده است.(12)
در اين جا بعضي از روايات را مورد توجّه قرار مي دهيم.
1 - روز پيمان با خدا
علامّه مجلسي مي گويد: «در بعضي از كتب معتبره ديدم كه معلّي بن خنيس مي گويد: روز
نوروز خدمت امام صادق عليه السلام رفتم. پرسيد: اين روز را مي شناسي؟
گفتم: روزي است كه عجم آن را بزرگ مي شمرند و در آن به يكديگر هديه مي دهند.
حضرت فرمود: قسم به بيت عتيق كه در مكّه است. اين نيست مگر به جهت موضوعي قديمي كه
براي تو تفسير مي كنم ... نوروز، روزي است كه خداوند از بندگان پيمان گرفت به اين
كه جز او را نپرستند ... و آن از اوّلين روزي است كه خورشيد طلوع كرد و بادها
وزيدن گرفت و زمين پر از شكوفه شد، سفينه حضرت نوح عليه السلام بر «جودي» قرار
گرفت ... و پيامبر گرامي اسلام عليه السلام به اصحاب امر فرمود: با علي عليه
السلام به عنوان «اميرالمؤمنين» بيعت كنند ... و هيچ روزي نوروز نيست مگر اين كه
در آن روز ما انتظار فرج داريم، زيرا نوروز از روزهاي ما و روزهاي شيعيان ماست،
عجم آن را حفظ كردند و شما آن را ضايع نموديد ... و آن اوّلين روز سال پارسيان مي
باشد ...»(13)
2 - روز ولايت
در بعضي از روايات تحقق حاكميّت حقّ و ولايت الهي در جامعه مهم ترين عيد شمرده شده
است:
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «فإنّ الانبياء - صلوات اللّه عليهم - كانت تأمر
الاوصياء باليوم الّذي كان يقام فيه الوصي ان يتّخذ عيدا ...»(14)
سيره انبيا همواره اين چنين بوده كه به جانشينان خود امر مي نمودند تا روز تعيين و
نصب وصي و جانشين را عيد بگيرند.
آن گونه كه در بعضي از روايات آمده و عدّه اي از علماي بزرگوار تصريح نموده
اند(15) و در گاهنامه تطبيقي(16) به روشني مشخّص گرديده روز عيد غديرخم با اوّل فروردين
سال دهم هجري شمسي مطابق بوده است. عيد نوروز به بركت ولايت، رنگ الهي به خود گرفت
و در بين شيعيان و ايرانيان شهرت و استمرار يافت.
«المعلّي بن خنيس عن الصّادق عليه السلام: انّ يوم النّيروز، هو اليوم الّذي اخذ
فيه النّبي صلي الله عليه وآله لاميرالمؤمنين عليه السلام العهد بغديرخم، فاقرّوا
له بالولاية، فطوبي لمن ثبت عليها، والويل لمن نكثها ... (17)؛ نوروز، روزي است كه
پيامبرصلي الله عليه وآله از مردم براي اميرمؤمنان عليه السلام در غدير خم پيمان
ولايت گرفت و مردم به ولايت او اقرار كردند. خوش به حال كسي كه بر آن پيمان ثابت
بماند. واي بر كسي كه آن عهد را بشكند... .»
با اين بيان پاسخ اين سؤال كه چرا اعراب نوروز را ضايع كردند؟ نيز روشن مي شود.
اعراب به پيروي از دستگاه خلافت بني اميّه و بني عباس چون نوروز را روز ولايت و
خلافت الهي مي شناختند. سخت كوشيدند كه اهمّيّت اين روز را مخفي كرده، ضايع سازند.
لذا براي لكه دار كردن نوروز، اين روز را بازمانده هاي مجوس معرّفي كرده اند. تا
جايي كه مي بنيم حضرت امام موسي بن جعفرعليه السلام نيز در مقام «تقيه» به منصور
دوانقي مي فرمايد: «... از رسم هاي فرس است و اسلام آن را از بين برده است ...
.»(18)
بعضي افراد اين روايت را دليل بر عدم مشروعيّت نوروز گرفته اند امّا با توجه به
روايات معارض، حمل بر تقيّه شده است و بهترين دليل بر عظمت نوروز است و گوياي اين
است كه خلفا تا چه اندازه براي از بين بردن نوروز مي كوشيده اند و پس از يك دوره
تبليغات خلفا كه نوروز كاملاً مسخ و در افكار عمومي مسلمين از سنّت هاي مجوس
معرّفي شد، منصور دوانقي حضرت امام موسي بن جعفرعليهما السلام را در اين روز وادار
به جلوس مي كند تا از طرفي (مانند مأمون) براي خود موفقيّت كسب كند و از طرفي حضرت
را در معرض اعتراض اعراب قرار دهد.
به هر حال شكّي نيست در اين كه از نظر اهل بيت عليهم السلام نوروز از روزهاي مهمّ
مذهب معرّفي شده، تحليل آن البته با آداب و رسومي كه در روايات بيان شده است،
بسيار پسنديده مي باشد.
3 - آداب نوروز
معلّي بن خنيس به نقل از امام صادق عليه السلام درباره نوروز مي گويد: «و اذا كان
يوم النيروز فاغتسل والبس انظف ثيابك و تطيّب باطيب طيبك و تكون صائما ذلك اليوم
...(19)؛ هنگام نوروز غسل كن، پاكيزه ترين لباس هايت را بپوش و به خوش بوترين
عطرهايت خود را خوش بو نما و در آن روز، روزه باش.»
در دنباله روايت، دستور چهار ركعت نماز بعد از اقامه نماز ظهر و عصر، و سجده شكر و
دعاي مخصوص در اين روز ذكر شده است. كه بر عظمت و كرامت و فضيلت نوروز دلالت دارد.
مرحوم شيخ بهايي در جامع عبّاسي مي نويسد: «بعد از سلام (نماز) به سجده مي رود و
اين دعا را در سجده بخواند: اللّهمّ صلّ علي محمّد و آل محمّد الاوصياء المرضيّين
و علي جميع اسمائك و رسلك افضل صلواتك و بارك عليهم بافضل بركاتك و صلّ علي
ارواحهم و اجسادهم. اللّهمّ بارك علي محمّد و آل محمّد و بارك لنا في يومنا هذا
الّذي فضّلته و كرّمته و شرّفته و عظّمت خطره، اللّهمّ بارك لي فيما أنعمت به علي
حتّي لا اشكر أحدا غيرك، و وسّع علي في رزقي يا ذاالجلال و الاكرام»(20)
اين حديث مورد استناد بسياري از فقها براي استحباب غسل و روزه و نماز در روز نوروز
قرار گرفته است.
صاحب وسائل الشيعه اين روايت را در سه مورد نقل كرده و به آن تمسّك نموده است.(21)
صاحب جواهرالكلام همين روايت را از مصباح و مختصر آن نقل كرده و دليل استحباب اين
اعمال در روز نوروز دانسته است و فرموده است كه غسل كردن در روز نوروز بين علماي
متأخرين مشهور مي باشد بلكه هيچ مخالفي براي اين حكم پيدا نكردم.(22)
مرحوم علّامه مجلسي در زاد المعاد مي فرمايد: «به سندها معتبر از معلّي بن خنيس كه
از خواصّ حضرت امام صادق عليه السلام بود (اين روايت) منقول است.»(23)
هديه نوروزي
ابراهيم كرخي مي گويد: «از امام صادق عليه السلام درباره مرد ثروتمندي كه روز
مهرگان يا نوروز، مردم به او هديه مي دهند ولي او در عوض، احساني نمي كند سؤال
كردم، امام عليه السلام فرمود: آيا آن ها اهل نماز هستند؟
گفتم: آري.
فرمود: هديه آن ها را بايد بپذيرد و او نيز در مقابل براي آن ها هديه اي بفرستد
... .»(24)
در روايتي ديگر مي خوانيم: «اتي علي عليه السلام بهدية النيروز، فقال عليه السلام:
ما هذا؟ قالوا: يا اميرالمؤمنين اليوم النّيروز، فقال عليه السلام: اصنعوا لنا كلّ
يوم نيروزا؛(25) هديه نوروزي باري علي عليه السلام آورده شد حضرت پرسيد: اين چيست؟
گفتند: اي اميرمؤمنان! امروز نوروز است.
فرمود: هر روز را براي ما نوروز بسازيد.»
شايان ذكر است كه علي عليه السلام هديه نوروزي را قبول كرد و بعد از او از زمان
حجّاج بن يوسف ثقفي جشن نوروز و مهرگان نزد خلفا و رجال حكومتي و عامّه مردم به
طور يكسان رسميّت يافت.(26)
دعاي تحويل سال
در كتب ادعيه براي روز نوروز و هنگام تحويل سال دعاهاي گوناگوني نقل شده است.
از آن جمله: اين كه در وقت تحويل سال اين دعا را بسيار بخوانند و بعضي مي گويند
366 مرتبه به تعداد روزهاي سال اين دعا را تكرار كنند:
«يا مقلّب القلوب والابصار، يا مدبّر اللّيل و النّهار، يا محوّل الحول والاحوال
حوّل حالنا الي احسن الحال»(27)
امام خميني قدس سره بعد از قرائت اين دعا و تبريك عيدسعيد نوروز، به همه مسلمانان
و ملّت شريف ايران فرمودند: «تمام قلوب و تمام ابصار و بصيرت ها در دست خداي تبارك
و تعالي و يد قدرت اوست، اوست كه تدبير مي كند جهان را، ليل و نهار را و اوست كه
قلوب را متحوّل مي كند و بصيرت ها را روشن مي كند و اوست كه حالات انسان را متحوّل
مي كند و ما آن را در ملّت عزيز خودمان در زن و مرد، در كوچك و بزرگ يافتيم، اين
تقليب قلوب كه قلب ها را از آمال دنيوي و از چيزهايي كه در طبيعت است بريده بشود و
به حق تعالي پيوسته بشود و بصيرت ها روشن بشود و صلاح و فساد خودشان را به وسيله
بصيرت بفهمند، در ملّت ما بحمداللّه تا حدود چشمگيري حاصل شده است و من اميدوارم
كه در اين سال جديد به اعلا مرتبت خودش برسد.»(28)
پاورقــــــــــــــــــــي
1) ديوان امام خميني رحمه الله، ص 258 تا 262. حضرت امام خميني رحمه الله اين
قصيده 46 بيتي خود را كه معروف به «قصيده بهاريه انتظار» است در ايامي سروده اند
كه تولد منجي عالم بشريّت حضرت مهدي عج الله تعالي فرجه الشريف با عيد نوروز مصادف
بوده است. و چند بيت از آن در اين جا آورده شد.
2) مائده/114.
3) مفردات راغب، ص 364.
4) كشف الاسرار، ميبدي، ج 3، صص 273 و 274.
5) تفسير الميزان، علامه طباطبائي، ج 6، ص 252.
6) پيام انقلاب، ش 27، اسفند 1359، ص 68، از مقاله حجت الاسلام والمسلمين محمدحسين
بهجتي «شفق» امام جمعه اردكان.
7) اصول كافي، كليني رحمه الله ترجمه رسولي محلاتي، ج 4، ص 438، قال الباقرعليه
السلام: لكلّ شي ء ربيع ... .»
12) ر، ك، به النوروز في مصادر الفقه والحديث، مركز المعجم الفقهي، صص 36 و 24 و
بحارالانوار، ج 59، صص 91 و 92.
13) بحارالانوار، ج 59، صص 91 و 92 و مستدرك الوسايل - طبع جديد، ج 6، ص 352.
14) الفروع في الكافي، كليني، ج 4، ص 149.
15) ر،ك. به النوروز، صص 17 و 18 به نقل از كشف اللثام، ج 1، ص 11 و جواهر الكلام،
شيخ محمدحسن نجفي. ج 5، ص 43 و بحارالانوار، ج 59، صص 119 و 123.
16) گاهنامه تطبيقي سه هزار ساله، احمد بيرشك، ص 60.
17) بحارالانوار، ج 59، ص 119.
18) مناقب آل ابي طالب، ابن شهرآشوب، ج 4، صص 318 و 319 «حكي ان المنصور تقدم الي
موسي بن جعفر بالجلوس للتّهنية في يوم النيروز و قبض ما يحمل الله. فقال انّي قد
غتشت الاخبار عن جدّي رسول اللّه صلي الله عليه وآله فلم اجد لهذا العمد خبرا. و
انّه سنّة الفرس و محاها الاسلام و معاذاللّه ان يحيي ما محاه الاسلام، فقال
المنصور: انّما نفعل هذا سياسة للجند فسألتك باللّه العظيم الا جلست، فجلس»
مرحوم شيخ انصاري رحمه الله در كتاب طهارت، ص 328 و صاحب جواهر الكلام در جلد 5، ص
42 مي گويد اين روايت را بايد حمل بر «تقيه» نمود و يا اين كه اين روز، عيد نوروز
ديگري است. و روايات معلّي بن خنيس را به علّت شهرت بيشترش اختيار نمود. بعضي از
علماي ديگر نيز چنين عقيده دارند. ر،ك: النوروز، ص 24 و بحارالانوار، ج 59، صص 100
و 101.
19) وسائل الشيعه، ج 5، ص 288، باب 48، حديث 1.
20) النوروز، ص 16 از جامع عباسي، ص 78.
21) ر،ك. وسائل الشيعه، شيح حرّ عاملي، ج 2، ص 960؛ ج 5، ص 288 و ج 7، ص 346.
22) جواهرالكلام، محمدحسن نجفي، ج 5، ص 41.
23) زاد المعاد، علّامه مجلسي، ص 573.
24) تهذيب الاحكام، شيخ طوسي، ج 6، ص 378 ، ح 1108 و فروع كافي ج 5، ص 141.
25) وسائل الشيعه، شيخ حرّ عاملي، ج 12، ص 214، باب 88، ح 14.
26) بزرگداشت ها در اسلامي، سيد جعفر مرتضي عاملي، ترجمه محمّد سپهري، ص 155.
27) مفاتيح الجنان، محدّث قمي، با ترجمه، ص 604 و زاد المعاد، علّامه مجلسي رحمه
الله، ص 575.
28) صحيفه نور، چاپ وزارت ارشاد اسلامي، ج 16، ص 87، از پيام راديو تلويزيوني امام
خميني قدس سره به مناسبت فرا رسيدن سال نو، 61/1/1.
نوشته شده در ساعت 9:25 بعد از ظهر توسط moshk | لینک ثابت |